الشيخ رسول جعفريان
44
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
آقاى ستوده نوشته است : خان احمد گيلانى ، حاكم گيلان ، در سال 960 هجرى آيين زيدى را كنار گذاشته ، سخت با زيديان درگير شد . به تدريج تودههاى مردم نيز مرام زيدى را كنار گذاشتند و به مذهب اماميه درآمدند . مادهتاريخ اين تحول مذهبى « ترك طريق زيد » گفته شده است . « 1 » در شعرى از وى چنين آمده : تا شد سعادت ابدى راهبر مرا * شد رهنمون به مذهب اثناعشر مرا « 2 » در نامهء گلهآميزى كه شاه طهماسب براى خان احمد فرستاده ، از اين نكته ياد شده كه « مقرر فرموده بوديم كه هرساله مبلغ هفتصد تومان به طريق پيشكش به سركار خاصه رساند ، به دو مسلّم داشته بوديم كه در اطاعت شريعت غرّا و ملّت بيضا و ترويج مذهب حقّ و . . . به ظهور رسانيده ، به سعادت دارين فايض گردد . » « 3 » نامهاى از يكى از زيديان به خان احمد و جوابيه وى در دست است كه سختگيرى وى را در مورد زيديان نشان مىدهد . مير جليل قارى از وى خواسته تا ملا سليمان ، از زيديان آن ديار را آزار نكند ، چرا كه « در اطراف حجاز فرقى از فرق خمسهء مسلمانان و يهودى و نصارا و ارمنى و سامرى كه هريك به نشانهء لباس شناخته مىشود موجود است ، و در شام محلهاى است مشهور به خراب كه تمام شيعهاند و اهل روم بالتمام اطلاع به تشيع آن جماعت دارند ، با وجود اين در مقام آزار و اخراج ايشان نبودهاند . جواب خان احمد بسيار تند است . وى مىنويسد : آن سيادت پناه بدانند كه مرا با زيديه بدى هست به واسطهء آن كه امام معصوم ما بر اصول ايشان در امامت كه خروج به سيف است ، از امامت بيرون مىروند ، و لعنت به اين مذهب روا باشد كه ناصر الحق و بعد از او ابو الحسن - در لنكا و تنكابن قبرش واقع است و زيديان او را المؤيّد بالله مىگويند « 4 » - و امثال او كه اين طبقه او را در ادعيهء خودشان يحيى و قاسم - عليه السلام - مىگويند - به گردن خود - امام باشند و حضرت امام زين العابدين و امام رضا و امام محمد باقر عليهم الصلوات و السلام كه صاحب جفر و علم لدنّىاند و مىدانستند كه خروج فائده ندارد ، و همچنين ساير ائمه معصومين كه نه امام معصومند و
--> ( در گذشته سال 940 ) ياد كرده كه بعد از ديدارى از دربار ايران ، از عقائد زيدى دست برداشته به اصول شيعه گرويد و در مراجعتش به گيلان اهالى را مجبور ساخت تا از او پيروى كنند . وى پس از آن از سلطنت خان احمد خان گيلانى معروف سخن مىگويد . نك : رابينو ، فرمانروايان گيلان ، صص 28 - 29 ، 134 - 135 ( 1 ) . ستوده ، منوچهر ، از آستارا تا استرآباد ، ج 2 ، ص 78 ( 2 ) . شوشترى ، قاضى نور الله ، مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 379 ( 3 ) . خان احمد خان گيلانى ، نامههاى خان احمد ، ص 64 ( 4 ) . دربارهء مقبرهء او نك : ستوده ، منوچهر ، از آستارا تا استرآباد ، ج 3 ، ص 85